السيد محمد حسين الطهراني

261

امام شناسى (فارسى)

قبل از حكم شرعى يك حكم عقلى و قبل از حكم عقلى يك حكم فطرى و وجدانى است ، و اين حكم در سه مرحلهء وجدان و عقل و شرع تجِلّى مىكند و ظهور مىنمايد ؛ و بر همين قاعدهء كليّه ، استفاده لزوم پيروى از آراء اعلم را نموده‌اند ، و سعادت جامعه را منوط به حكومت آراء اعلم آن جامعه در آن مجتمع دانسته‌اند . چون علم به منزله نور و حيات است ، و به مثابهء روح و جان است ، و هر چه در جامعه نور و حيات بيشتر باشد ، و روح و جان قوّت گيرد ، آن جامعه زنده‌تر و اثربخش‌تر و راقىتر خواهد بود ، همچنان‌كه در بدن آدمى هر چه حيات قوىتر باشد ، و جان و روح قوىتر باشد ، آن آدمى به عافيت و طول عمر و كاميابى از مواهب الهيّه نزديك‌تر و هر چه حيات ضعيف‌تر و روح افسرده‌تر باشد ؛ آن آدمى به كسالت و مرض و هلاكت و به فقدان مواهب الهيّه نزديك‌تر بوده ، و از تمتّعات انسانى بهرهء كمترى خواهد داشت . از اين آيه مباركه مىتوان در باب اجتهاد و تقليد استفاده نموده و لزوم پيروى افراد امّت را از عالِم بشريعت الهيّه استنتاج و بلكه لزوم پيروى افراد امّت را از اعلم وقت استفاده نمود ، گرچه اين حقير به كسى از علماى اعلام و كتب مدوّنهء آنها تا به حال برخورد نكرده‌ام كه به اين آيه كريمه تمسّك نموده باشد . در كتاب « غاية المرام » از شيخ طوسى در « امالى » با سلسلهء سند متّصل خود روايت كرده است ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام ، از پدرش ، از جدّش حضرت على بن الحسين عليهما السّلام ، كه فرمودند : در وقتى كه حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام بنابر صلح با معاويه گذاردند ، براى برخورد و ملاقات خارج شدند و ملاقات نمودند ، و همين كه هر دو نفر در مجلس اجتماع كردند ، معاويه براى ايراد خطبه برخاست ، و خطبه‌اى ايراد كرد . . . تا آنكه گويد : « سپس حضرت امام حسن عليه السّلام خطبه‌اى انشاء كردند و فرمودند : الْحَمْدُ لِلّهِ الْمُسْتَحْمِدِ بِاْلآلآء وَ تَتابُعِ النَّعماء تا آخر خطبه طويله و جامع خود ، كه حاوى بسيارى از مطالب دقيق و عميق و بيان شرافت اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و از جمله استشهاد به آيه تطهير ، و آيات ديگر ، و مطالب تاريخى ديگر است .